مِه

من نمی‌خندم اگر بادکنکی می‌ترکد :)

جمعه, ۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۰۲ ب.ظ

نوشته‌هامو زیر و رو می‌کردم. چقدر زیبا توصیف می‌کردم احوالاتم رو. چه احساسات عمیقی رو جا داده‌بودم زیر لایه‌ها و خط و خطوط و کلماتم. صدای ساز میاد؛ احتمالا ویولون. کجام؟ تو اتاقت. امشب یکم دلگیر شد. بااینکه درحقیقت چیزی نبودا ولی خب شاید یادی، حرفی، نگاهی و یا اون ته‌مونده‌های تو دلم در گذر زمان باعث شد امروز ۲،۳باری اشکام راه بیوفتن. امروز خیلی تو گوشی‌م بودم که از ۱۰۰ صبح رسیدم به کم‌نوریِ یهویی۵درصد الان؟. نگرانی؟ نه خب.. ولی امیدوارم، امیدوارم بشه:). راستی نگفتم، من پیشی ناز کردم برای اولین‌بار:). 

فقط یه‌چیزی یادم رفته‌بود و با خوندن نوشته‌هام یادم اومد، اونم قهوه‌ی ترک بود‌.. :) چقدر دوستش داشتم و الان طعمش فراموش شده‌س برام...

  • ۰۴/۱۱/۰۴

نظرات  (۷)

🥲💫 هعی

فوران احساسات به شکل نوشته خیلی زیباست

واییی خداا وقتی نازش کردییی چه حسی داشتییی

:') 

پاسخ:
اوهوم خعلی
نرم، یواش، مهربون :)

نمیدونم چی بنویسم...

امیدوارم چیزی که میخوای بشه :)

پاسخ:
سپاس بسیار:)

واییی دقیقا 

منم یه گربه دارم :>

خیلی حس خوبی داره بودنشوننن🥲💫

پاسخ:
قلبم...!
منم گربه میخوام
ناز نازی.. 

خیلی خوبنننن

پاسخ:
هوووم
  • 💕 پسر خوب 💕
  • موفق و موید باشید...

    واقعا نوشته هاتون زیباست

    پاسخ:
    مرررسی
  • الینا تیزرو
  • عزیزممم

    واقعا وقتی نوشته هاتو میخونم حس هاتو قشنگ منتقل میکنی

    اخیی پیشی🥹

     

    پاسخ:
    مرسی مرسی
    خوشالم که می‌تونم اینکارو بکنم. حداقل برای خودم..
     تو نازشون کردی؟:)
  • الینا تیزرو
  • ماچ بهت😍

    اره خیلی کیوتن..

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">