بازگشت
چهارشنبه, ۱ آبان ۱۴۰۴، ۰۵:۱۰ ب.ظ
اتفاقا خیلی میخوام گنگ بنویسم چون دوس ندارم کسی بدونه
چون من همیشه سعی میکردم حسمو مخفی کنم
حتی حسمو نسبت به خودم از خودم و از بقیه
هیچ بازگشتی هم درکار نیست چون هیچوقت تاالان اونی نبوده که واقعا از خودم انتظارشو داشتم
امون بده ببینم میخوای با خودت چیکار کنی
میخوای چیکار باهام کنی؟
یکم بنویس لااقل
بذار یکم نظم بدی به ذهنت
انقدر خسته میشم از فکر و خیال و یهویی هجوم حجم عظیمی از احساسات منفی و محکوم کننده که دلم میخواد تموم بشم
حتی نمیفهمم واقعا دلم چی میخواد که تو اون مسیر پامو بذارم
اینکه ۱۰ روز دیگه میخوام پریود بشمم دخیله اما خب یادمنمیاد تاحالا تونسته باشم...
چی خواستی
چی میخوای
چی
خودتو گم نکن
توروخدا
من یادم رفته خودمو
دارم گم میشم
غرق میشم
بین چی و کی؟
ثابت بمون
یک یک یک
لطفا نفس عمیق بکش
و همش صبر کن
- ۰۴/۰۸/۰۱