مِه

آی مترسک چشاتو وا کن

جمعه, ۱ بهمن ۱۴۰۰، ۰۲:۲۵ ب.ظ

صدای تیک تاک ساعت مچی و نگاهم پشت موهایی که سر خوردن جلوی دیدمو گرفتن 

همه چیز، من، همه چیز... وجود خفیفی از همه چیزم 

باید انس بگیرم با کلمات، باید روحمو پیدا کنم مابین کلمات تا بیان شدنی، بشن اما نمیخوام و نمیشن 

هیچ چیز به اندازه وجود، عمیق نیست 

و وجودی که حس میکنه، قدرتمند تر از کلمات دستخوره ی هر آدمی هست که خواه با وجودِ خواه بی وجود 

 

 

 

بسیار گفتم که برای من سه ماهِ زمستون وجود نداره 

زمستون یه ماه هست که اونم بهمنه

با اینکه از جزئیات گذر میکنم 

اما باید بگم که خودِ عزیزم، تبریک بابت زمستون، تو هجوم بهمنِ سنگین رو هم پشت سر خواهی گذاشت 

و گرمی خورشید رو تو وجودت حس خواهی کرد 

من، اینجا، ایستاده، مقابلِ، بهمن 

گذر خواهم کرد. 

  • ۰۰/۱۱/۰۱

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">